بهمن ۱۴، ۱۳۸۹

پنيک در پانزده ثانيه

خسته ام. هنوز خوابم نبرده که میاد تو. همينجوری نمياد که مث آدم! مثل اين فيلما عملاً با لقد درو وا میکنه. چشامو وا نمیکنم. يهو منو ميبينه که دراز کشيدم، يوااااااااش درو ميبنده پاورچين مياد سر کمدش. خِرش خرچ خوروش يه چيزی از تو یه کیسه ای ورميداره، خرچ خوروش کيسه رو ميذاره سر جاش، يوااااش ميره بيرون. دوباره چِلق آآآآآروم درو باز ميکنه مياد تو، ترق تروق از زير تختش يوااااااش يه چيزيو ميکشه بيرون، انگار کن يه ارّه رو يواااااش بکشن رو مغزت. دوباره يوااااااش پاورچين ميره تلق درو باز ميکنه، تلق درو ميبنده ميره بيرون. بعد از دقيقاً 3 ثانيه دوباره تلق! درو وا ميکنه مياد تو، جا کيليديشو از جيب شلوار ديروزيش در مياره جيرينگ جيرينگ جيرينگ کنان يواااااااش ميره تلق درو وا ميکنه تلق درو ميبنده ميره بيرون. خدا شاهده 2 ثانيه بعد دوباره در حالی که زير لب داره به خودش فحش ميده مياد تو تلنگ گيره ی کلاسورشو وا ميکنه برنامه کلاسيشو در مياره تلنگ گيره رو ميبنده، برمیگرده بره، که میبینه من نشسّم رو تخت دارم با حالت :| نيگاش ميکنم. يهو با تعجّب ميگه "ئه!!! تو بيداری من اين همه گاييدم خودمو بی صدا اينور اونور برم؟!"
اونوخ اگه من پنيک بزنم با سر برم تو ديوار، به علّت نداشتن تعادل روانی ديپورتم ميکنن قرمساقا!

۳ نظر:

forough گفت...

عاااااااااااااااااااااااالی ...

بی خبر گفت...

Taze age chiziam begi be onvan discrimination mire sue y mikone, ayyyyy to roohesh :D 

بهنام گفت...

سگ خواب !!!

..

خیلی عالی میشه اگه این بار یه متن بنویسی از زبون طرف مقابل


...

من مرده ی این اتفاقاتی هستم که هر طرفی واسه خودش یه برداشتی می کنه و تصمیم می گیره